سفارش تبلیغ
صبا ویژن

خورشید تابنده عشق
قالب وبلاگ
لینک دوستان

  کم مبادا ز عشق رسوایی  غنچه های شگفته بو دارد احمد محمود امپراطور

کم مبادا ز عشق رسوایی

غنچه های شگفته بو دارد

امپراطور


[ یکشنبه 100/8/30 ] [ 1:40 عصر ] [ احمد محمود امپراطور ] [ نظرات () ]

 به سر رومال گلدوزی تو داری  به جلوه آتش افروزی تو داری  خدا خیر مرا پیش آرد امروز  پلان خانمان سوزی تو داری   احمد محمود امپراطور

به سر رومال گلدوزی تو داری

به جلوه آتش افروزی تو داری

خدا خیر مرا پیش آرد امروز

پلان خانمان سوزی تو داری

امپراطور


[ یکشنبه 100/8/30 ] [ 1:36 عصر ] [ احمد محمود امپراطور ] [ نظرات () ]
بیت غزل از:

جد بزرگوارم داملا محمد ارباب محزون
بیت غزل از:  جد بزرگوارم داملا محمد ارباب محزون  از مردمـــــــان وحشـــی بگریــــــز تا توانی  آهو صفت بخود گیر از گرگ و سگ رمیدن  محزون

از مردمـــــــان وحشـــی بگریــــــز تا توانی

آهو صفت بخود گیر از گرگ و سگ رمیدن

محزون

[ یکشنبه 100/8/30 ] [ 1:29 عصر ] [ احمد محمود امپراطور ] [ نظرات () ]

  مخمس جدیدم را به دوستداران اشعار کلاسیک تقدیم میدارم  رفاقت را رفیق برتر استی  برایم یارِ نیکو اختر استی  چو شاخِ تازه ای نیلوفر استی  فدایت میشوم تاج سر استی  چرا در بزمِ دلها کمتر استی؟ --------------------------  تو ارزش داده ای ارزان من را  تو زیور بسته ای اوزان من را  تو بخشیدی دوباره جان من را  تو کامل کرده ای ایمان من را  ولایت داری یا پیغمبر استی؟ -------------------------  به هر جای تو را ایستاده بینم  سرم در مقدمت افتاده بینم  تو را معشوقِ پاک و ساده بینم  خودم را عاشق و دلداده بینم  به درمانِ دلم دارو گر استی -------------------------  مسافر آمدم من از بدخشان  مرا در کنجِ باغِ خود بگنجان  منی دیوانه را دیگر مرنجان  در آغوشت بگیری میدهم جان  تو عیار و تو یار و یاور استی ---------------------------  خودت لیلی مرا مجنون نمودی  به نازیدن مرا افسون نمودی  مرا آغشته ای افیون نمودی  دلِ صد همچو من را خون نمودی  ندانم‌ حوری، یا جادوگر استی -------------------------  فدای عطرِ گیسوی تو هستم  هلاکِ دیدن روی تو هستم  چو باد آویزه ای موی تو هستم  همیشه مایل خوی تو هستم  پری رخساری زیبا پیکر استی --------------------------  تو ناز و نازنین ابرو کمانی  تو خاص و بهتری از بهترانی  به مرغ دل یگانه آشیانی  مرا تنها در این دنیا نمانی  تو از جغرافیایی دیگر استی ---------------------------  بدون روی تو آرامشی کو  به جز تو از خداوند خواهشی کو  به عمرِ رفته ام افزایشی کو  جنون خو کرده را آسایشی کو  به من بیم و امید و باور استی -------------------------  تو حسن مه رخی درواز داری  غضبناکی و قهر و ناز داری  درون سینه رمز و راز داری  شکوه و منزلت، اعجاز داری  بده فرمان که صاحب کشور استی -----------------------------  ز عشقت در جهان محمود گشتم  گرفتار تو نا محدود گشتم  ز حرف ناکسان برهود گشتم  گهی خوش گاهی غم آلود گشتم  به فردوس خیالم سرور استی ---------------------------  جمعه 14 جوزا 1400 خورشیدی  که برابر میشود به 04 جون ترسایی  سرودم  #احمد_محمود_امپراطور

مخمس جدیدم را به دوستداران اشعار کلاسیک تقدیم میدارم

رفاقت را رفیق برتر استی

برایم یارِ نیکو اختر استی

چو شاخِ تازه ای نیلوفر استی

فدایت میشوم تاج سر استی

چرا در بزمِ دلها کمتر استی؟
--------------------------

تو ارزش داده ای ارزان من را

تو زیور بسته ای اوزان من را

تو بخشیدی دوباره جان من را

تو کامل کرده ای ایمان من را

ولایت داری یا پیغمبر استی؟
-------------------------

به هر جای تو را ایستاده بینم

سرم در مقدمت افتاده بینم

تو را معشوقِ پاک و ساده بینم

خودم را عاشق و دلداده بینم

به درمانِ دلم دارو گر استی
-------------------------

مسافر آمدم من از بدخشان

مرا در کنجِ باغِ خود بگنجان

منی دیوانه را دیگر مرنجان

در آغوشت بگیری میدهم جان

تو عیار و تو یار و یاور استی
---------------------------

خودت لیلی مرا مجنون نمودی

به نازیدن مرا افسون نمودی

مرا آغشته ای افیون نمودی

دلِ صد همچو من را خون نمودی

ندانم‌ حوری، یا جادوگر استی
-------------------------

فدای عطرِ گیسوی تو هستم

هلاکِ دیدن روی تو هستم

چو باد آویزه ای موی تو هستم

همیشه مایل خوی تو هستم

پری رخساری زیبا پیکر استی
--------------------------

تو ناز و نازنین ابرو کمانی

تو خاص و بهتری از بهترانی

به مرغ دل یگانه آشیانی

مرا تنها در این دنیا نمانی

تو از جغرافیایی دیگر استی
---------------------------

بدون روی تو آرامشی کو

به جز تو از خداوند خواهشی کو

به عمرِ رفته ام افزایشی کو

جنون خو کرده را آسایشی کو

به من بیم و امید و باور استی
-------------------------

تو حسن مه رخی درواز داری

غضبناکی و قهر و ناز داری

درون سینه رمز و راز داری

شکوه و منزلت، اعجاز داری

بده فرمان که صاحب کشور استی
-----------------------------

ز عشقت در جهان محمود گشتم

گرفتار تو نا محدود گشتم

ز حرف ناکسان برهود گشتم

گهی خوش گاهی غم آلود گشتم

به فردوس خیالم سرور استی
---------------------------

جمعه 14 جوزا 1400 خورشیدی

که برابر میشود به 04 جون ترسایی

سرودم

#احمد_محمود_امپراطور


[ دوشنبه 100/7/26 ] [ 2:25 عصر ] [ احمد محمود امپراطور ] [ نظرات () ]

  دو متر فاصله خوب است میان من و تو  نه به جنجال ملا افتیم و نه بر کرونا   احمد محمود امپراطور

دو متر فاصله خوب است میان من و تو

نه به جنجال ملا افتیم و نه بر کرونا

امپراطور


[ دوشنبه 100/7/26 ] [ 2:12 عصر ] [ احمد محمود امپراطور ] [ نظرات () ]

 به حق روزه و تعظیم و ختم و استغفار  بیا تو فطر شبی عیــــــدی انتظارم ده احمد محمود  امپراطور


به حق روزه و تعظیم و ختم و استغفار

بیا تو فطر شبی عیــــــدی انتظارم ده


امپراطور


[ دوشنبه 100/7/26 ] [ 2:8 عصر ] [ احمد محمود امپراطور ] [ نظرات () ]



بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَ?نِ الرَّحِیمِ

غزل به ترجمه سوره مبارکه

#وَالشَّمْسِ_وَضُحَاهَا
*******************


  بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَ?نِ الرَّحِیمِ  غزل به ترجمه سوره مبارکه  #وَالشَّمْسِ_وَضُحَاهَا *******************    سوگند به روشنــــــــــــایی خـورشیدش  سوگند به مـــــاه کــــه در پـــی تاییدش  سوگند به روز، چون زمین روشن کرد  سوگند به شب، چو پـرده بـــر پوشیدش  سوگند به آسمــــان و، افـراشتــــــه اش  سوگند به زمیــن و آنکه گستــــردیدش  سوگند به نفس و آفـــــــــریننــــــــده او  تقـــــوا بکنی نمی رســــــــــد تهدیدش  با پاکـــی نفس خـــود سعـــــــادت یابی  آلــــــوده کســـــان همی کنـــد نومیدش  چون قـــوم ثمود طاغی و کــــذب نکن  چون می برســــد بــلای بـــــا تمدیدش  از قاصـــــد حق سخن ز دل نشنیــــدن  سر بـاز زدن ز حـــــکم و از توحیدش  رحـــــمِ نکند خدا به بیــــــداد گــــران  محمود رســـــد بـــه مسنــــــــد امیدش ---------------------------------- #احمد_محمود_امپراطور

سوگند به روشنــــــــــــایی خـورشیدش

سوگند به مـــــاه کــــه در پـــی تاییدش

سوگند به روز، چون زمین روشن کرد

سوگند به شب، چو پـرده بـــر پوشیدش

سوگند به آسمــــان و، افـراشتــــــه اش

سوگند به زمیــن و آنکه گستــــردیدش

سوگند به نفس و آفـــــــــریننــــــــده او

تقـــــوا بکنی نمی رســــــــــد تهدیدش

با پاکـــی نفس خـــود سعـــــــادت یابی

آلــــــوده کســـــان همی کنـــد نومیدش

چون قـــوم ثمود طاغی و کــــذب نکن

چون می برســــد بــلای بـــــا تمدیدش

از قاصـــــد حق سخن ز دل نشنیــــدن

سر بـاز زدن ز حـــــکم و از توحیدش

رحـــــمِ نکند خدا به بیــــــداد گــــران

محمود رســـــد بـــه مسنــــــــد امیدش

----------------------------------
#احمد_محمود_امپراطور


[ دوشنبه 100/7/26 ] [ 2:4 عصر ] [ احمد محمود امپراطور ] [ نظرات () ]

  سرویس زندگانی، سوی عدم روان است  افســوسِ عمرِ رفته، رو بر قفا ندارد احمد محمود  امپراطور

سرویس زندگانی، سوی عدم روان است

افســوسِ عمرِ رفته، رو بر قفا ندارد


امپراطور


[ دوشنبه 100/7/26 ] [ 1:59 عصر ] [ احمد محمود امپراطور ] [ نظرات () ]

  هر روز قیــامت بُوَد، هر لحظـه ای محشر  بایـــد که ز مـوی ســــر و ناخن شنوا بود احمد محمود  امپراطور

هر روز قیــامت بُوَد، هر لحظـه ای محشر

بایـــد که ز مـوی ســــر و ناخن شنوا بود


امپراطور


[ دوشنبه 100/7/26 ] [ 1:55 عصر ] [ احمد محمود امپراطور ] [ نظرات () ]

پروانه وار در تپش شعله های شعر یک شب کنارِ عشق و غزل خواب می شوم احمد محمود امپراطور

پروانـــه وار در تپش شعله هـــــای شعــــر

یک شب کنارِ عشق و غزل خواب می شوم


امپراطور


[ دوشنبه 100/7/26 ] [ 1:51 عصر ] [ احمد محمود امپراطور ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

موضوعات وب
امکانات وب


بازدید امروز: 96
بازدید دیروز: 378
کل بازدیدها: 964325