سفارش تبلیغ
صبا ویژن

خورشید تابنده عشق
قالب وبلاگ
لینک دوستان

 


[ سه شنبه 99/4/10 ] [ 10:19 صبح ] [ احمد محمود امپراطور ] [ نظرات () ]

  به شهــــــرِ عاشقــــــان گلدسته باشی  مثــــالی شاخــــــــه ای نورسته باشی  سرت سبز و، تنت گل، زندگی خوش  ز درد و رنــــج عالـــــــم جسته باشی  حیـــــــا دارد خریــــــــدارِ فــــــراوان  بــــه قانــــــون ادب پیــــــوسته باشی  شـــــکاری آدمی نــــــــادان نـــگردی  به خوبــــــان زمـــــــان بنشسته باشی  نگردی بی مبـــــــالات و سبک ســـر  به عشـــق و معــــــرفت دلبسته باشی  ز خیـــــرِ خلق جــــز شــــر بر نخیزد  امیــــــــــدت از خـــــدا نگسسته باشی  بود دنیـــــــا مکـــــانِ سختِ اغــــــراء  نبـــــــــرده کس نبــــــــاید خسته باشی  روی از دل همیــــــن کز دیـــده رفتی  در عالــــــم هــر قــــــدر شایسته باشی  شناسنـــــد بی خبــــــر مــــردم زمـانی  کـــــه رختِ زندگـــــــــانی بسته باشی  فـــــــدای نقــــــل دنــــــدان تو گـــردم  کــــه می خنـــدی امیــــــل پسته باشی  شش و هشت ضــرب گامت در دل من  ز هـــــر کــــه دیـــده ام برجسته باشی  کجــــا رنجیـــــده گـــردد از تو محمود  دلـش را هـــــر قــــــدر بشکسته باشی -----------------------------------  سه شنبه - 3 سرطان 1399خورشیدی  که برابر میشود به 23 جون 2020 ترسایی  سرودم  احمد محمود امپراطور


به شهــــــرِ عاشقــــــان گلدسته باشی

مثــــالی شاخــــــــه ای نورسته باشی

سرت سبز و، تنت گل، زندگی خوش

ز درد و رنــــج عالـــــــم جسته باشی

حیـــــــا دارد خریــــــــدارِ فــــــراوان

بــــه قانــــــون ادب پیــــــوسته باشی

شـــــکاری آدمی نــــــــادان نـــگردی

به خوبــــــان زمـــــــان بنشسته باشی

نگردی بی مبـــــــالات و سبک ســـر

به عشـــق و معــــــرفت دلبسته باشی

ز خیـــــرِ خلق جــــز شــــر بر نخیزد

امیــــــــــدت از خـــــدا نگسسته باشی

بود دنیـــــــا مکـــــانِ سختِ اغــــــراء

نبـــــــــرده کس نبــــــــاید خسته باشی

روی از دل همیــــــن کز دیـــده رفتی

در عالــــــم هــر قــــــدر شایسته باشی

شناسنـــــد بی خبــــــر مــــردم زمـانی

کـــــه رختِ زندگـــــــــانی بسته باشی

فـــــــدای نقــــــل دنــــــدان تو گـــردم

کــــه می خنـــدی امیــــــل پسته باشی

شش و هشت ضــرب گامت در دل من

ز هـــــر کــــه دیـــده ام برجسته باشی

کجــــا رنجیـــــده گـــردد از تو محمود

دلـش را هـــــر قــــــدر بشکسته باشی
-----------------------------------

سه شنبه - 3 سرطان 1399خورشیدی

که برابر میشود به 23 جون 2020 ترسایی

سرودم

احمد محمود امپراطور


[ شنبه 99/4/7 ] [ 7:43 عصر ] [ احمد محمود امپراطور ] [ نظرات () ]

 امروز روز تولد زندگی، روز عشق واقعی،  روزِ محبت پایدار و شکست ناپذیر،  روزِ معنی هستی، یعنی روز مادر است  خواستم این روز پر میمنت را  از این دریچه به کلیه مادران جهان  به ویژه به مادران رنجدیده و ستم کشیده میهنم  از تهی دل تبریک و تهنیت گویم.  به امید آنهم که روزی فرا رسد تا اشک  مادران فقط اشک شادمانی باشد.  و قلب روف شان در آتش سوگ فرزند نابود نگردد.  با مهر و دست بوسی   مــــادر بقـــایی هر دو جهان از بقای تو  هفــــت آسمان بوســه زند خاک پای تو  مــــادر ترانــــــه های لبت آیتِ وفاست  میـــرم بذکر و زمـزمه ای با صفای تو  از گـــردِ دامن تو بنــــا گشته این زمین  ای جنـــت مجـــازی شــوم من فدای تو  از این جهــــان که بیش نبـاشد مرا امید  مــــادر اجــــازه ده که شوم من فنای تو  در هــر نفس سپـاس خــدا و تو را کنم  باشد رضـــای خالـق کـُل در رضای تو  دانــــم که رنج میکشی از جمع ناسپاس  مـــادر الهـــــی زود بگیــــرد دعای تو  شـــکر خدا دعـــای پدر شد نصیب من  مـــادر بده دعــــا که من هستم گدای تو  قلب شکسته ام که پراز درد وماتم است  دارم یقیــــن خجستـــــه کنـد مومیای تو  محمــــود را دگــــر نبــوُدَ آرزو به دل  دارم امیـــــد نیـــک بگیـــــرم ثنای تو ------------------------------------------ #احمد_محمود_امپراطور


امروز روز تولد زندگی، روز عشق واقعی،

روزِ محبت پایدار و شکست ناپذیر،

روزِ معنی هستی، یعنی روز مادر است

خواستم این روز پر میمنت را

از این دریچه به کلیه مادران جهان

به ویژه به مادران رنجدیده و ستم کشیده میهنم

از تهی دل تبریک و تهنیت گویم.

به امید آنهم که روزی فرا رسد تا اشک

مادران فقط اشک شادمانی باشد.

و قلب روف شان در آتش سوگ فرزند نابود نگردد.

با مهر و دست بوسی


مــــادر بقـــایی هر دو جهان از بقای تو

هفــــت آسمان بوســه زند خاک پای تو

مــــادر ترانــــــه های لبت آیتِ وفاست

میـــرم بذکر و زمـزمه ای با صفای تو

از گـــردِ دامن تو بنــــا گشته این زمین

ای جنـــت مجـــازی شــوم من فدای تو

از این جهــــان که بیش نبـاشد مرا امید

مــــادر اجــــازه ده که شوم من فنای تو

در هــر نفس سپـاس خــدا و تو را کنم

باشد رضـــای خالـق کـُل در رضای تو

دانــــم که رنج میکشی از جمع ناسپاس

مـــادر الهـــــی زود بگیــــرد دعای تو

شـــکر خدا دعـــای پدر شد نصیب من

مـــادر بده دعــــا که من هستم گدای تو

قلب شکسته ام که پراز درد وماتم است

دارم یقیــــن خجستـــــه کنـد مومیای تو

محمــــود را دگــــر نبــوُدَ آرزو به دل

دارم امیـــــد نیـــک بگیـــــرم ثنای تو
------------------------------------------
#احمد_محمود_امپراطور


[ سه شنبه 99/3/27 ] [ 12:10 عصر ] [ احمد محمود امپراطور ] [ نظرات () ]

خبر رحلت جانگذار نجم العرفا حاج استاد حیدری وجودی رح سخت اندوهگین نمود. بی تردید جایگاه ایشان در حوزه علمی، ادبی، عرفان و تصوف سالیان سال خالی خواهد ماند. آشنایی حضوری من با استاد فقید از 18 سال به اینطرف بود. همیشه در مجالس و محافل عرس حضرت مولانا جلال الدین محمد بلخی رح و عرس حضرت ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل رح میدیدم شان و طرف نوازش شان قرار میگرفتم. من هیچگاه در محضر استاد شعر نمی خواندم تا اینکه در محافل بزرگداشت از چهل و دومین سالیاد حضرت مولانا خال محمد خسته که در آکادمی علوم افغانستان برگزار شده بود ناگزیر صحبت کوتاهی کردم و پارچه غزل را که به همین مناسبت سروده بودم به دکلمه گرفتم. بعد از ختم محافل سفیر تاجیکستان و استاد وجودی با هم ایستاده بودن و مرا پیش خود خواستن و هر دو مرا تحسین نمودن، استاد فقید به تبسم پر معنی و محبت فراوان دست مبارکشان به شانه ام زدن و گفتن نام خدا تو که بسیار عالی میسرایی، لحظات بعد زمانیکه از مجلس بیرون میشدم به خدا حافظی نزد استاد رفتم روی را بوسید گفت بچیم نقل غزل اگر پیشت است برایم بده، من آن کاغذ پاره را به استاد تقدیم کردم. به همین شکل خاطرات زیادی با استاد وجودی فقید داشتم همیشه به زیارت شان به ریاست کتابخانه عامه میرفتم و یکی دو پارچه مخمس میخواندم و در اخیر نقل سروده هایم را از من می گرفتند و برایم دعا خیر میکردند. پروردگار عالمیان روح پر فتوح آن مرد بزرگ را با جمیع گذشتگان تا قیام قیامت در لفافه های رحمانیتش شاد و آرام داشته باشد. یادش گرامی و نامش ستوده تصاویر چند با #استاد_حیدری_وجودی_رح با اندوه فراوان #احمد_محمود_امپراطور چهارشنبه 21 جوزا 1399 خورشیدی که برابر میشود به 10جنوری 2020 ترسایی


خبر رحلت جانگذار نجم العرفا حاج استاد حیدری وجودی رح

سخت اندوهگین نمود.

بی تردید جایگاه ایشان در حوزه علمی، ادبی،

عرفان و تصوف سالیان سال خالی خواهد ماند.

آشنایی حضوری من با استاد فقید از 18 سال به اینطرف بود.

همیشه در مجالس و محافل عرس حضرت مولانا جلال الدین محمد بلخی رح

و عرس حضرت ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل رح میدیدم

شان و طرف نوازش شان قرار میگرفتم.

خبر رحلت جانگذار نجم العرفا حاج استاد حیدری وجودی رح  سخت اندوهگین نمود.  بی تردید جایگاه ایشان در حوزه علمی، ادبی،  عرفان و تصوف سالیان سال خالی خواهد ماند.  آشنایی حضوری من با استاد فقید از 18 سال به اینطرف بود.  همیشه در مجالس و محافل عرس حضرت مولانا جلال الدین محمد بلخی رح  و عرس حضرت ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل رح میدیدم  شان و طرف نوازش شان قرار میگرفتم.   من هیچگاه در محضر استاد شعر نمی خواندم تا اینکه در محافل بزرگداشت  از چهل و دومین سالیاد حضرت مولانا خال محمد خسته که در  آکادمی علوم افغانستان برگزار شده بود ناگزیر صحبت  کوتاهی کردم و پارچه غزل را که به همین مناسبت  سروده بودم به دکلمه گرفتم.  بعد از ختم محافل سفیر تاجیکستان و استاد وجودی  با هم ایستاده بودن و مرا پیش خود خواستن و هر دو مرا  تحسین نمودن، استاد فقید به تبسم پر معنی و محبت فراوان دست  مبارکشان به شانه ام زدن و گفتن نام خدا تو که بسیار عالی میسرایی،  لحظات بعد زمانیکه از مجلس بیرون میشدم به خدا حافظی نزد استاد  رفتم روی را بوسید گفت بچیم نقل غزل اگر پیشت است برایم بده،  من آن کاغذ پاره را به استاد تقدیم کردم.  به همین شکل خاطرات زیادی با استاد وجودی فقید داشتم  همیشه به زیارت شان به ریاست کتابخانه عامه میرفتم و یکی  دو پارچه مخمس میخواندم و در اخیر نقل سروده هایم  را از من می گرفتند و برایم دعا خیر میکردند.  پروردگار عالمیان روح پر فتوح آن مرد بزرگ را با  جمیع گذشتگان تا قیام قیامت در لفافه های رحمانیتش شاد و آرام داشته باشد.  یادش گرامی و نامش ستوده  تصاویر چند با  #استاد_حیدری_وجودی_رح  با اندوه فراوان  #احمد_محمود_امپراطور  چهارشنبه 21 جوزا 1399 خورشیدی  که برابر میشود به 10جنوری 2020 ترسایی

من هیچگاه در محضر استاد شعر نمی خواندم تا اینکه در محافل بزرگداشت

از چهل و دومین سالیاد حضرت مولانا خال محمد خسته که در

آکادمی علوم افغانستان برگزار شده بود ناگزیر صحبت

کوتاهی کردم و پارچه غزل را که به همین مناسبت

سروده بودم به دکلمه گرفتم.

بعد از ختم محافل سفیر تاجیکستان و استاد وجودی

با هم ایستاده بودن و مرا پیش خود خواستن و هر دو مرا

تصاویر احمد محمود امپراطور و نجم العرفا حیدری وجودی

تحسین نمودن، استاد فقید به تبسم پر معنی و محبت فراوان دست

مبارکشان به شانه ام زدن و گفتن نام خدا تو که بسیار عالی میسرایی،

لحظات بعد زمانیکه از مجلس بیرون میشدم به خدا حافظی نزد استاد

رفتم روی را بوسید گفت بچیم نقل غزل اگر پیشت است برایم بده،

من آن کاغذ پاره را به استاد تقدیم کردم.

به همین شکل خاطرات زیادی با استاد وجودی فقید داشتم

همیشه به زیارت شان به ریاست کتابخانه عامه میرفتم و یکی

دو پارچه مخمس میخواندم و در اخیر نقل سروده هایم

را از من می گرفتند و برایم دعا خیر میکردند.

پروردگار عالمیان روح پر فتوح آن مرد بزرگ را با

جمیع گذشتگان تا قیام قیامت در لفافه های رحمانیتش شاد و آرام داشته باشد.

یادش گرامی و نامش ستوده

تصاویر چند با

#استاد_حیدری_وجودی_رح

با اندوه فراوان

#احمد_محمود_امپراطور

چهارشنبه 21 جوزا 1399 خورشیدی

که برابر میشود به 10جنوری 2020 ترسایی


[ سه شنبه 99/3/27 ] [ 11:58 صبح ] [ احمد محمود امپراطور ] [ نظرات () ]

پر زده پر کشیـــده خواهم رفت میء نابش چشیـده خواهم رفت همچو گلبرگ های فصل بهار خون بدامن چکیده خواهم رفت دیــــــــده ام دیده ام ولی افسوس آنچه دیـــــدم ندیده خواهم رفت است بنیـــــــــاد زندگی لغزان از خمِ نا رسیـــــده خواهم رفت شام جمعه به هستــــــی آمده ام دمِ صبح سپیــــــده خواهم رفت شادمــــانی به من درش نگشود جنس غم را خریده خواهم رفت قلب دلــــــــــدادگان مکانم است از دو عالـــم جریده خواهم رفت چه نفس ها به سینه سوختــه ام چقدر خون تپیــــده خواهم رفت میــرسد روز وصل و ختم‌ فراق ز هوس ها بریــــده خواهم رفت سر محمود خاک بارگـــــــه اش سجده ســـان آرمیده خواهم رفت ___________________ پنجشنبه 22 جوزا 1399 خورشیدی که برابر میشود به 11 جون 2020 ترسایی سرودم #احمد_محمود_امپراطور


پر زده پر کشیـــده خواهم رفت

میء نابش چشیـده خواهم رفت

همچو گلبرگ های فصل بهار

خون بدامن چکیده خواهم رفت

دیـــــده ام دیده ام ولی افسوس

آنچه دیـــــدم ندیده خواهم رفت

است بنیـــــــــاد زندگی لغزان

از خمِ نا رسیـــــده خواهم رفت

شام جمعه به هستــــــی آمده ام

دمِ صبح سپیــــــده خواهم رفت

شادمــــانی به من درش نگشود

جنس غم را خریده خواهم رفت

قلب دلــــــــــدادگان مکانم است

از دو عالـــم جریده خواهم رفت

چه نفس ها به سینه سوختــه ام

چقدر خون تپیــــده خواهم رفت

میــرسد روز وصل و ختم‌ فراق

ز هوس ها بریــــده خواهم رفت

سر محمود خاک بارگـــــــه اش

سجده ســـان آرمیده خواهم رفت

___________________

پنجشنبه 22 جوزا 1399 خورشیدی

که برابر میشود به 11 جون 2020 ترسایی

سرودم

#احمد_محمود_امپراطور


[ جمعه 99/3/23 ] [ 10:29 صبح ] [ احمد محمود امپراطور ] [ نظرات () ]

چهره هاى آشنا  مصاحبه کننده خیرمحمد(جوهر)  عضو کمیته نشرات افغان اکادمی  (احمد محمود (امپرا طور )کیست؟ )  با اظهار تشکر و سپاس فروان از محترمه ((پروین جان رحمتی )) شاعره، دکلماتور، نطاق و  بر نامه گذار تلویزیون کابل. Tv US مقیم امریکا که محترم ( احمد محمود( امپراطور) شاعر توانا و  با استعداد کشور را غرض مصاحبه بمن بمعرفی گرفتند.  اینک متن مصاحبهء تیلفونی که با (جناب احمد محمود امپراطور ) انجام. داده ام ذیلاً با. شما عزیزان. شریک. میسازم  سوال: سلام جناب امپراطور صاحب گرامى ممکن است که به دوستان و علاقمندان خویش خود را بمعرفى بگیرید.؟  جواب: سلام جناب جوهرصاحب نهایت عزیز !  اصلیت اجدادم از سرزمین شعر و ادب و لاجوردین بدخشان است اما زاده ای  شهر زیباى ( کابل ) هستم  و زاد روزم 13 /. حوت / سال 1363خورشیدى .  والدم سمت (یاور نظامی شاه همایونی المتوکل الله محمد ظاهر شاه را )داشت  و مادرم مسؤل امور منزل بود.  دروس ابتدایى را در مکتب (لیسه عالی حبیبیه ) و ثانوی را در  لیسه ( عالی کشم بدخشان و عبدالهادی داوی ) مقیم کابل تمام نموده ام.  در سال 1382خورشیدی آزمون کانکور را موفقانه سپری نمودم و در دانشکده طب سند قبولی  حاصل کردم، لیکن مشکلات صحی مانع پرداختنم به تحصیلات عالی گردید.  و بعد ها هم به یکی از موسسات تعلیمی در رشته انجنیری کامپیوتر به تحصیل علوم پرداختم.  ازدواج نموده ام و تا حال صاحب فرزندی نمیباشم  و مصروفیت. فعلی ام (سرودن شعر؛ وبلاگ نویسی، طرح تابلو های گرافیکی  و تحقیقات در مورد گیاهان دارویی ) میباشد  چهار برادر دارم و یک خواهر داشتم.  سوال: سرایش شعر را از چه وقت آغاز نموده اید؟  جواب: در اوایل من مقالات کوچک و سروده های فلکلور و مناسبی می نوشتم  ولی بعد از سال 1389 خورشیدی به سرودن جدی تر پرداختم.  سوال: در سروده هایتان طرز دید کدام یک از شعرا را  مقدمتر میدانید و از آن پیروى میکنید.  جواب: خوب شعر زاده ای افکار و اندیشه های والای یک شاعر است که گاهی با رویداد نیک و  گاهی با اتفاق غم انگیز شاعر را وامیدارد تا آنچه پیش آمده را به گونه ای نظم بیان کند ولی  تاثیر پذیر شاعران متقدم نیز نقش به سزایی خود را دارد و برای من  حضرت ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل قدس سره بوده است..  سوال: آمار سروده هاى جناب عالى بچند میرسد، و اضافه به سرودن چه نوع  اشعار دلچسپى دارید، مطلبم از قصیده، غزل، مثنوى،  مستزاد، دوبیتى، رباعى شعر سفید و غیره........  جواب: من در کل اشعار کلاسیکِ با اوزان و عروض میسرایم و با آنکه در همه قالب  های شعری طبع آزمایی کرده ام ولی بیشترین سروده هایم در قالب مخمس و غزل است.  تا اکنون بیشتر از صد پارچه مخمس به غزلیات بیدل رحمت الله علیه و خودم دارم  بیشتر از چهار صد پارچه غزل و همچنان تعداد کمتر قصیده، مثنوی،  رباعیات، مستزاد،ترکیب بند، مسدس و مثلث نیز سروده ام.  سوال: آیا تا کنون کدام دیوان شعرى از  خود بجا گذاشته اید اگر بلى چه وقت و تحت کدام عنوان ؟  جواب: کتاب غزلیاتم را در 1398 خورشیدی آماده به چاپ کردم و  در حدود سه صد صفحه را در بر میگیرد ولی نسبت نبود اقتصاد کافی تا هنوز به چاپ نرسیده است.  سوال: نتیجه تحقیق یک سازمان غیردولتی نشان می دهد که هنوز مردان افغان در مورد  زنان دیدگاه "سرکوب گرانه و مردسالارانه" دارند و برخی مردان، زنان را موجودات  فرودست می دانند و به این دلیل با آن‌ها رفتار تحقیر آمیز می کنند.  دیدگاه شما در مورد تحقق این سازمان چه بوده. می‌تواند ؟  جواب: بدون شک جایگاه زنان تعریف شده است  بنابرماده( 22 )قانون اساسی افغانستان، حقوق زنان با مردان در برابر قانون برابر است.  ماده( 83)حضور (27)درصد چوکی های ولسی جرگه و (17 )در صد چوکی مشرانو جرگه را  برای زنان تضمین کرده است. همچنین ماده 44 و 54 از زنان دفاع میکند.  ولی نبود سواد کافی، جنگهای داخلی، فقر، مهاجرت و مسایل دیگر  اجتماعی این چالش را به زنان بیشتر از پیش ساخته است  سوال: نگرانی‌های عمیقی از آینده کشور در جامعه در حال سر برآوردن است  علی الرغمیکه خاتمه. مستور است دید گاه شما  منحیث یک فرد جامعه در مورد چه می‌تواند باشد؟  جواب: با آنکه تحلیل مشخص از اوضاع مشخص است اما جامعه ما تجارب  دشوار تر را در چند دهه اخیر تجربه کرده است  ولی فراموش نباید کرد که کشور ما یک کشور اسلامی است و دارای قانون اساسی ارزشمند،  آزادی بیان، آزادی مطبوعات، دموکراسی، جوانان تحصیل یافته، نقش فعال زنان در ادارت دولتی  و غیر دولتی و همچنان تعهدادت جامعه جهانی و دیگر موارد را با خود داریم و افغانستان  امروز افغانستان چهار دهه پیش نیست و این وجیبه هر فرد این جامعه است  که نگذارند به طرف جنگ و نابسامانی برویم، امید و استقامت دست خود مان است.  سوال: زشت‌ترین. کلمه و زیبا ترین کلمه. از دیدگاه شما. کدام ها اند ؟  جواب: از نامش پیداست جنگ و زیبا ترین ها الله، مادر، وطن  سوال: در زندگى هر کس خاطراتى وجود دارد  میشود که یک یک از خاطرات شیرین و تلخ خویش را اظهار فرماید  جواب: خوش ترین خاطراتم این بود که به کشور آرامش آمد و بیرق سه رنگ ما در گوشه گوشه  وطن بر افراشته شد و در صدر سازمان جهانی به اهتزاز در آمد  و تلخ ترین خاطراتم که دوباره جنگ های نیابتی میهنم شکل گرفت.  سوال: به عنوان سوال اخیر، آرزو دارید که در اینده به عنوان چه نوع  یک شخصیت در. اجتماع. و محیط افغانی تباراز کنید   جواب: آرزومندم که شخص مفید در جوامع مختلف باشم  سوال: ممنون شما جناب امپراطور صاحب گران ارج از اینکه  وقت گذاشتید و حاضر به مصاحبه گردیدید.  جواب: جناب جوهر صاحب از شما و همکاران  محترم کمیته افغان اکادمی کهکشانهای معانی و ادب ممنونم.  مصاحبه کننده خیرمحمد (جوهر)  عضو کمیته. نشرات افغان اکادمی  (این هم نمونه کلام شان)  بهر کجا به عشق خود ز من دلم ربوده ای  تو هستی و، بوده ای، که این چنین ستوده ای  بدامن شبان تویی، به اوج کهکشان تویی  زمین تویی، فلک تویی، ز این همه فزوده ای  بهار سبز را بهاء، دل شکسته را عصا  نبود و بود هستی را، دریچه ها گشوده ای  زمین مسخر تو شد، فضا معطر تو شد  هر آنچه بستر تو شد، به روح وجان غنوده ای  یقین و باوری بمن، پناه و یاوری بمن  یگانه سروری بمن، ز من غمم زدوده ای  نمیشوم ز تو جدا، نموده ام بسی خطا  مرا گدای خویشتن، نموده ای، نموده ای  نیکو و بهترین من، به چرخ ده نشین من  بخاک این جبین من، به عشق خویش سوده ای  بهر سخن، بهر نفس، فتاده یاد زود رس  صدای ناله ای جرس، به زیر و بم سروده ای  در این سرا و انجمن ، چو داغ لاله صد چمن  به هجر دلبر کهن، تو محمود آزموده ای  احمد محمود امپراطور

چهره هاى آشنا

مصاحبه کننده خیرمحمد(جوهر)

عضو کمیته نشرات افغان اکادمی

(احمد محمود (امپرا طور )کیست؟ )

با اظهار تشکر و سپاس فروان از محترمه ((پروین جان رحمتی )) شاعره، دکلماتور، نطاق و

بر نامه گذار تلویزیون کابل. Tv US مقیم امریکا که محترم ( احمد محمود( امپراطور) شاعر توانا و

با استعداد کشور را غرض مصاحبه بمن بمعرفی گرفتند.

اینک متن مصاحبهء تیلفونی که با (جناب احمد محمود امپراطور ) انجام. داده ام ذیلاً با. شما عزیزان. شریک. میسازم

سوال: سلام جناب امپراطور صاحب گرامى ممکن است که به دوستان و علاقمندان خویش خود را بمعرفى بگیرید.؟

جواب: سلام جناب جوهرصاحب نهایت عزیز !

اصلیت اجدادم از سرزمین شعر و ادب و لاجوردین بدخشان است اما زاده ای

شهر زیباى ( کابل ) هستم

و زاد روزم 13 /. حوت / سال 1363خورشیدى .

والدم سمت (یاور نظامی شاه همایونی المتوکل الله محمد ظاهر شاه را )داشت

و مادرم مسؤل امور منزل بود.

دروس ابتدایى را در مکتب (لیسه عالی حبیبیه ) و ثانوی را در

لیسه ( عالی کشم بدخشان و عبدالهادی داوی ) مقیم کابل تمام نموده ام.

در سال 1382خورشیدی آزمون کانکور را موفقانه سپری نمودم و در دانشکده طب سند قبولی

حاصل کردم، لیکن مشکلات صحی مانع پرداختنم به تحصیلات عالی گردید.

و بعد ها هم به یکی از موسسات تعلیمی در رشته انجنیری کامپیوتر به تحصیل علوم پرداختم.

ازدواج نموده ام و تا حال صاحب فرزندی نمیباشم

و مصروفیت. فعلی ام (سرودن شعر؛ وبلاگ نویسی، طرح تابلو های گرافیکی

و تحقیقات در مورد گیاهان دارویی ) میباشد

چهار برادر دارم و یک خواهر داشتم.

سوال: سرایش شعر را از چه وقت آغاز نموده اید؟

جواب: در اوایل من مقالات کوچک و سروده های فلکلور و مناسبی می نوشتم

ولی بعد از سال 1389 خورشیدی به سرودن جدی تر پرداختم.

سوال: در سروده هایتان طرز دید کدام یک از شعرا را

مقدمتر میدانید و از آن پیروى میکنید.

جواب: خوب شعر زاده ای افکار و اندیشه های والای یک شاعر است که گاهی با رویداد نیک و

گاهی با اتفاق غم انگیز شاعر را وامیدارد تا آنچه پیش آمده را به گونه ای نظم بیان کند ولی

تاثیر پذیر شاعران متقدم نیز نقش به سزایی خود را دارد و برای من

حضرت ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل قدس سره بوده است..

سوال: آمار سروده هاى جناب عالى بچند میرسد، و اضافه به سرودن چه نوع

اشعار دلچسپى دارید، مطلبم از قصیده، غزل، مثنوى،

مستزاد، دوبیتى، رباعى شعر سفید و غیره........

جواب: من در کل اشعار کلاسیکِ با اوزان و عروض میسرایم و با آنکه در همه قالب

های شعری طبع آزمایی کرده ام ولی بیشترین سروده هایم در قالب مخمس و غزل است.

تا اکنون بیشتر از صد پارچه مخمس به غزلیات بیدل رحمت الله علیه و خودم دارم

بیشتر از چهار صد پارچه غزل و همچنان تعداد کمتر قصیده، مثنوی،

رباعیات، مستزاد،ترکیب بند، مسدس و مثلث نیز سروده ام.

سوال: آیا تا کنون کدام دیوان شعرى از

خود بجا گذاشته اید اگر بلى چه وقت و تحت کدام عنوان ؟

جواب: کتاب غزلیاتم را در 1398 خورشیدی آماده به چاپ کردم و

در حدود سه صد صفحه را در بر میگیرد ولی نسبت نبود اقتصاد کافی تا هنوز به چاپ نرسیده است.

سوال: نتیجه تحقیق یک سازمان غیردولتی نشان می دهد که هنوز مردان افغان در مورد

زنان دیدگاه "سرکوب گرانه و مردسالارانه" دارند و برخی مردان، زنان را موجودات

فرودست می دانند و به این دلیل با آن‌ها رفتار تحقیر آمیز می کنند.

دیدگاه شما در مورد تحقق این سازمان چه بوده. می‌تواند ؟

جواب: بدون شک جایگاه زنان تعریف شده است

بنابرماده( 22 )قانون اساسی افغانستان، حقوق زنان با مردان در برابر قانون برابر است.

ماده( 83)حضور (27)درصد چوکی های ولسی جرگه و (17 )در صد چوکی مشرانو جرگه را

برای زنان تضمین کرده است. همچنین ماده 44 و 54 از زنان دفاع میکند.

ولی نبود سواد کافی، جنگهای داخلی، فقر، مهاجرت و مسایل دیگر

اجتماعی این چالش را به زنان بیشتر از پیش ساخته است

سوال: نگرانی‌های عمیقی از آینده کشور در جامعه در حال سر برآوردن است

علی الرغمیکه خاتمه. مستور است دید گاه شما

منحیث یک فرد جامعه در مورد چه می‌تواند باشد؟

جواب: با آنکه تحلیل مشخص از اوضاع مشخص است اما جامعه ما تجارب

دشوار تر را در چند دهه اخیر تجربه کرده است

ولی فراموش نباید کرد که کشور ما یک کشور اسلامی است و دارای قانون اساسی ارزشمند،

آزادی بیان، آزادی مطبوعات، دموکراسی، جوانان تحصیل یافته، نقش فعال زنان در ادارت دولتی

و غیر دولتی و همچنان تعهدادت جامعه جهانی و دیگر موارد را با خود داریم و افغانستان

امروز افغانستان چهار دهه پیش نیست و این وجیبه هر فرد این جامعه است

که نگذارند به طرف جنگ و نابسامانی برویم، امید و استقامت دست خود مان است.

سوال: زشت‌ترین. کلمه و زیبا ترین کلمه. از دیدگاه شما. کدام ها اند ؟

جواب: از نامش پیداست جنگ و زیبا ترین ها الله، مادر، وطن

سوال: در زندگى هر کس خاطراتى وجود دارد

میشود که یک یک از خاطرات شیرین و تلخ خویش را اظهار فرماید

جواب: خوش ترین خاطراتم این بود که به کشور آرامش آمد و بیرق سه رنگ ما در گوشه گوشه

وطن بر افراشته شد و در صدر سازمان جهانی به اهتزاز در آمد

و تلخ ترین خاطراتم که دوباره جنگ های نیابتی میهنم شکل گرفت.

سوال: به عنوان سوال اخیر، آرزو دارید که در اینده به عنوان چه نوع

یک شخصیت در. اجتماع. و محیط افغانی تباراز کنید


جواب: آرزومندم که شخص مفید در جوامع مختلف باشم

سوال: ممنون شما جناب امپراطور صاحب گران ارج از اینکه

وقت گذاشتید و حاضر به مصاحبه گردیدید.

جواب: جناب جوهر صاحب از شما و همکاران

محترم کمیته افغان اکادمی کهکشانهای معانی و ادب ممنونم.

مصاحبه کننده خیرمحمد (جوهر)

عضو کمیته. نشرات افغان اکادمی

(این هم نمونه کلام شان)

بهر کجا به عشق خود ز من دلم ربوده ای

تو هستی و، بوده ای، که این چنین ستوده ای

بدامن شبان تویی، به اوج کهکشان تویی

زمین تویی، فلک تویی، ز این همه فزوده ای

بهار سبز را بهاء، دل شکسته را عصا

نبود و بود هستی را، دریچه ها گشوده ای

زمین مسخر تو شد، فضا معطر تو شد

هر آنچه بستر تو شد، به روح وجان غنوده ای

یقین و باوری بمن، پناه و یاوری بمن

یگانه سروری بمن، ز من غمم زدوده ای

نمیشوم ز تو جدا، نموده ام بسی خطا

مرا گدای خویشتن، نموده ای، نموده ای

نیکو و بهترین من، به چرخ ده نشین من

بخاک این جبین من، به عشق خویش سوده ای

بهر سخن، بهر نفس، فتاده یاد زود رس

صدای ناله ای جرس، به زیر و بم سروده ای

در این سرا و انجمن ، چو داغ لاله صد چمن

به هجر دلبر کهن، تو محمود آزموده ای

احمد محمود امپراطور


[ جمعه 99/3/16 ] [ 12:16 عصر ] [ احمد محمود امپراطور ] [ نظرات () ]

  چندی شده دلتنــــــــــگی و سودا دارم  ســــــر درد و، کسالتِ ســـــرا پا دارم  گه سرفه ی خشک با گلو دردی و تب  یعنی نکند منـــــــــــــــــم کرونا دارم  احمد محمود امپراطور

چندی شده دلتنــــــــــگی و سودا دارم

ســــــر درد و، کسالتِ ســـــرا پا دارم

گه سرفه ی خشک با گلو دردی و تب

یعنی نکند منـــــــــــــــــم کرونا دارم

امپراطور


[ پنج شنبه 99/3/15 ] [ 11:8 صبح ] [ احمد محمود امپراطور ] [ نظرات () ]

   لا حـــــــــول ولا قــــوة الا بالله  افتاده بدرد و محنت ایم و اکراه  بکشــــــای در رحمتِ یزدانی را  هر چند ز ما سر زده بسیار گناه   احمد محمود امپراطور


لا حـــــــــول ولا قــــوة الا بالله

افتاده بدرد و محنت ایم و اکراه

بکشــــــای در رحمتِ یزدانی را

هر چند ز ما سر زده بسیار گناه

امپراطور


[ پنج شنبه 99/3/15 ] [ 11:2 صبح ] [ احمد محمود امپراطور ] [ نظرات () ]

تک بیت های ناب و ماندگار از احمد محمود امپراطور شاعر جوان و کلاسیک سرا از کشور افغانستان


رمادِ مرگ را باشد هزاران شعله در جیبی

امان از دست صیادی که نیرنگ زبان دارد

امپراطور


[ پنج شنبه 99/3/15 ] [ 10:44 صبح ] [ احمد محمود امپراطور ] [ نظرات () ]

  فکر آشفتـــــــــــه، تنم در آتش و دل بیقــــرار  راست گویم حال من امروز اصلن خوب نیست  احمد محمود امپراطور

فکر آشفتـــــــــــه، تنم در آتش و دل بیقــــرار

راست گویم حال من امروز اصلن خوب نیست

احمد محمود امپراطور


[ پنج شنبه 99/3/15 ] [ 10:35 صبح ] [ احمد محمود امپراطور ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

موضوعات وب
امکانات وب


بازدید امروز: 276
بازدید دیروز: 285
کل بازدیدها: 756491