سفارش تبلیغ
طراحی فروشگاه اینترنتی
طراحی فروشگاه اینترنتی

خورشید تابنده عشق
قالب وبلاگ
لینک دوستان

  چشم خود را به خون حنا بستم  تــا کف پــــای عشق بـوسیدم  احمد محمود امپراطور  AHMAD MAHMOOD IMPERATOR

چشم خود را به خون حنا بستم

تــا کف پــــای عشق بـوسیدم

امپراطور



[ یکشنبه 99/8/4 ] [ 11:28 صبح ] [ احمد محمود امپراطور ] [ نظرات () ]

  ز دست دادم و اکنون دگر توانم نیست  به ناغلط ز کفم دامنش رها کردم  احمد محمود امپراطور


ز دست دادم و اکنون دگر توانم نیست

به ناغلط ز کفم دامنش رها کردم

امپراطور


[ یکشنبه 99/8/4 ] [ 11:22 صبح ] [ احمد محمود امپراطور ] [ نظرات () ]

 دل شان همچو جهنم باشد  چشم این طایفه دندان دارد   احمد محمود امپراطور  ahmad mahmood imperator

دل شان همچو جهنم باشد

چشم این طایفه دندان دارد

امپراطور


[ یکشنبه 99/8/4 ] [ 11:13 صبح ] [ احمد محمود امپراطور ] [ نظرات () ]

  بیا تو یک غزلِ تازه از بهار بخوان  بیا و موجِ شرر را تو آبشار بخوان  بیا به کشورِ دل حکمِ سلطنت میران  بیا ترانه ای یک چشم انتظار بخوان  بیا هوای مرا عاشقانه تر می ساز  بیا دو دیده ای خونبار من انار بخوان  بیا خیالِ مرا گلشنِ تکامل کن  بیا خبر ز دلِ رفته در حصار بخوان  بیا نوازشِ احساس را تو از سر گیر  بیا فضای دل انگیز مرغزار بخوان  بیا رقیبِ مرا با محبتت می سوز  بیا تو این بغل خالی را دیار بخوان  بیا گره بگشا گیسوانِ مشکین را  بیا تو رمزِ معمای بی شمار بخوان  بیا به حسنِ خودت عالمی منور ساز  بیا به خالق هستی تو کردگار بخوان  بیا تو محمود از این اختناق بیرون کن  بیا تو سطری ز اندوه و رنج یار بخوان  -----------------------------------  چهارشنبه 26 سنبله 1399 خورشیدی  که برابر میشود به 16سپتمبر 2020 ترسایی  سرودم  احمد محمود امپراطور


بیا تو یک غزلِ تازه از بهار بخوان

بیا و موجِ شرر را تو آبشار بخوان

بیا به کشورِ دل حکمِ سلطنت میران

بیا ترانه ای یک چشم انتظار بخوان

بیا هوای مرا عاشقانه تر می ساز


بیا دو دیده ای خونبار من انار بخوان

بیا خیالِ مرا گلشنِ تکامل کن

بیا خبر ز دلِ رفته در حصار بخوان

بیا نوازشِ احساس را تو از سر گیر

بیا فضای دل انگیز مرغزار بخوان

بیا رقیبِ مرا با محبتت می سوز

بیا تو این بغل خالی را دیار بخوان

بیا گره بگشا گیسوانِ مشکین را

بیا تو رمزِ معمای بی شمار بخوان

بیا به حسنِ خودت عالمی منور ساز

بیا به خالق هستی تو کردگار بخوان

بیا تو محمود از این اختناق بیرون کن

بیا تو سطری ز اندوه و رنج یار بخوان


-----------------------------------

چهارشنبه 26 سنبله 1399 خورشیدی

که برابر میشود به 16سپتمبر 2020 ترسایی

سرودم

احمد محمود امپراطور


[ یکشنبه 99/8/4 ] [ 11:6 صبح ] [ احمد محمود امپراطور ] [ نظرات () ]

  تو با این سیاستِ ناساز کشور را چتل کردی  تو اقشارِ وطن را دست بستی و کسل کردی  تو در اوجِ غرورِ نا بسامانت سوار استی  تو با صد عقده مردم را گرفتارِ اجل کردی  تو پیر و کودک و نسلِ جوان در خاک افکندی  تو نام بانوان را هر کجا برده دغل کردی  تو نفرت کردی از یار و رفیقِ نیک اندیشت  تو هر جا فتنه پروردی و دشمن را بغل کردی  تو اسم خائینِ یک قرن را از یادمان بردی  تو از بس در خطوطِ دشمنِ ملت عمل کردی  تو تاریخ و نشان سر بلندی را کجا بردی؟  تو پامیر و تو هندوکش به خاکستر دبل کردی  تو خود را باختی در بازی از قبل سنجیده  تو خود حیران شدی و حس ما را در خلل کردی  تو از من بردی آن ابیات سبز عشق و عرفان را  تو با اعمال زشتت جاری بر من این غزل کردی  تو بردی آبروی احمد و محمود و یک ملت  تو با این خود سری ها شهرت ما را مثل کردی  ------------------------------------------  بامداد یکشنبه 23 سنبله 1399 خورشیدی  که برابر میشود به 13 سپتمبر 2020 ترسایی  سرودم  احمد محمود امپراطور


تو با این سیاستِ ناساز کشور را چتل کردی

تو اقشارِ وطن را دست بستی و کسل کردی

تو در اوجِ غرورِ نا بسامانت سوار استی

تو با صد عقده مردم را گرفتارِ اجل کردی

تو پیر و کودک و نسلِ جوان در خاک افکندی

تو نام بانوان را هر کجا برده دغل کردی

تو نفرت کردی از یار و رفیقِ نیک اندیشت

تو هر جا فتنه پروردی و دشمن را بغل کردی

تو اسم خائینِ یک قرن را از یادمان بردی

تو از بس در خطوطِ دشمنِ ملت عمل کردی

تو تاریخ و نشان سر بلندی را کجا بردی؟

تو پامیر و تو هندوکش به خاکستر دبل کردی

تو خود را باختی در بازی از قبل سنجیده

تو خود حیران شدی و حس ما را در خلل کردی

تو از من بردی آن ابیات سبز عشق و عرفان را

تو با اعمال زشتت جاری بر من این غزل کردی

تو بردی آبروی احمد و محمود و یک ملت

تو با این خود سری ها شهرت ما را مثل کردی


------------------------------------------

بامداد یکشنبه 23 سنبله 1399 خورشیدی

که برابر میشود به 13 سپتمبر 2020 ترسایی

سرودم

احمد محمود امپراطور


[ یکشنبه 99/8/4 ] [ 10:58 صبح ] [ احمد محمود امپراطور ] [ نظرات () ]

 ای باده نوش دلبرِ خورشید پیکرم  لب بر لبم گذار که دیوانه ای لبم احمد محمود  امپراطور


ای باده نوش دلبرِ خورشید پیکرم

لب بر لبم گذار که دیوانه ای لبم


امپراطور


[ یکشنبه 99/8/4 ] [ 10:43 صبح ] [ احمد محمود امپراطور ] [ نظرات () ]

  نی شراب و نی سگرت، نی به چرس خو کردم  با سر پــــر از ســــودا، دائما خمار هستم   احمد محمود امپراطور


نی شراب و نی سگرت، نی به چرس خو کردم

با سر پــــر از ســــودا، دائما خمار هستم


امپراطور


[ یکشنبه 99/8/4 ] [ 10:38 صبح ] [ احمد محمود امپراطور ] [ نظرات () ]

  از ثــــروتِ گــــدای توانگر بگو بخند  از خانه داری بی چِغ و بی در بگو بخند  در اوجِ کهکشانِ خودت بی خیال شو  در آسمانِ میکده ساغر بگو بخند  دل را بروی سنگِ صبر یکدمی گذار  از داغِ بیوفایی دلبر بگو بخند  آگاه شو از حقیقت دنیا و آخرت  بر گمراهان مسلم و کافر بگو بخند  در رزمگاه بجنگ و هدف را نشانه گیر  چون زخم های تازه به خنجر بگو بخند  جامی بزن ز رحمت العالمین و بعد  بر سختهای روزی ستمگر بگو بخند  دست پدر بگیر و پی خدمتش بیست  از روزگار دور به مادر بگو بخند  تا پیش از آن که مرگ بیاید به دیدنت  محمود یک دو قصه ای دیگر بگو بخند ---------------------------------- پنجشنبه 20 سنبله 1399 خورشیدی  که برابر میشود به 10سپتمبر 2020 ترسایی  سرودم  احمد محمود امپراطور


از ثــــروتِ گــــدای توانگر بگو بخند

از خانه داری بی چِغ و بی در بگو بخند

در اوجِ کهکشانِ خودت بی خیال شو

در آسمانِ میکده ساغر بگو بخند

دل را بروی سنگِ صبر یکدمی گذار

از داغِ بیوفایی دلبر بگو بخند

آگاه شو از حقیقت دنیا و آخرت

بر گمراهان مسلم و کافر بگو بخند

در رزمگاه بجنگ و هدف را نشانه گیر

چون زخم های تازه به خنجر بگو بخند

جامی بزن ز رحمت العالمین و بعد

بر سختهای روزی ستمگر بگو بخند

دست پدر بگیر و پی خدمتش بیست

از روزگار دور به مادر بگو بخند

تا پیش از آن که مرگ بیاید به دیدنت

محمود یک دو قصه ای دیگر بگو بخند

----------------------------------
پنجشنبه 20 سنبله 1399 خورشیدی

که برابر میشود به 10سپتمبر 2020 ترسایی

سرودم

احمد محمود امپراطور


[ یکشنبه 99/8/4 ] [ 10:32 صبح ] [ احمد محمود امپراطور ] [ نظرات () ]

  حیرت از حسنِ مه لقا ماندیم  از تن و جان خود جدا ماندیم  به جفای تو میخورم سوگند  کز جفای تو در جفا ماندیم  بس گنهکار و شرمسار هستیم  از خدای و خدا، خدا ماندیم  رو سیاه دل سیاه و بخت سیاه  بین زنجیر این قبا ماندیم  عمری شد کس نمیکند تشخیص  در غم دردی بی دوا ماندیم  نه رفیق و نه یار و نی دلبر  همه رفتند ز شهر و ما ماندیم  تا کجا ها به گپ کنیم تسخیر  ما کجا پای خود کجا ماندیم  رفت بیگانه پشت کار خودش  حال در گیری آشنا ماندیم  چه کمی داریم از چه میترسیم؟  که چنین حال بینوا داریم  محمود اینجا حیات ممکن نیست  فقط از قدرتِ دعا ماندیم -------------------------------  سه شنبه 18 سنبله 1399 خورشیدی  که برابر میشود به 08 آگست 2020 ترسایی  سرودم  احمد محمود امپراطور

حیرت از حسنِ مه لقا ماندیم

از تن و جان خود جدا ماندیم

به جفای تو میخورم سوگند

کز جفای تو در جفا ماندیم

بس گنهکار و شرمسار هستیم

از خدای و خدا، خدا ماندیم

رو سیاه دل سیاه و بخت سیاه

بین زنجیر این قبا ماندیم

عمری شد کس نمیکند تشخیص

در غم دردی بی دوا ماندیم

نه رفیق و نه یار و نی دلبر

همه رفتند ز شهر و ما ماندیم

تا کجا ها به گپ کنیم تسخیر

ما کجا پای خود کجا ماندیم

رفت بیگانه پشت کار خودش

حال در گیری آشنا ماندیم

چه کمی داریم از چه میترسیم؟

که چنین حال بینوا داریم

محمود اینجا حیات ممکن نیست

فقط از قدرتِ دعا ماندیم
-------------------------------


سه شنبه 18 سنبله 1399 خورشیدی

که برابر میشود به 08 آگست 2020 ترسایی

سرودم

احمد محمود امپراطور


[ یکشنبه 99/8/4 ] [ 10:22 صبح ] [ احمد محمود امپراطور ] [ نظرات () ]

 هنوز زنده ایم و تا هنوز می خندیم  هنوز درب غم و رنج و غصه می بندیم  هنوز بارگه ای عشق را سپهداریم  هنوز بهر تب و تاب فضل دلبندیم  هنوز جنت ما نقش پای دلدار است  هنوز هاویه را بی دلیل اسپندیم  هنوز شاهرهی دلبری بنا سازیم  هنوز بهر شکستن هزار پیوندیم  هنوز ذائقه ای ما ذلیل تلخی نیست  هنوز از شکر شعر، شهد و گل قندیم  هنوز گرچه که یک قرن شد ز آزادی  هنوز بی سبب از هر طریق دربندیم  هنوز محمودیم و آفتاب مان سرخ است  هنوز در بر عشاق خویش خرسندیم ------------------------------  یکشنبه 16 سنبله 1399 خورشیدی  که برابر میشود به 06 سپتامبر 2020 ترسایی  سرودم  احمد محمود امپراطور

تابلو های اشعار احمد محمود امپراطور

هنوز زنده ایم و تا هنوز می خندیم

هنوز درب غم و رنج و غصه می بندیم

هنوز بارگه ای عشق را سپهداریم

هنوز بهر تب و تاب فضل دلبندیم

هنوز جنت ما نقش پای دلدار است

هنوز هاویه را بی دلیل اسپندیم

هنوز شاهرهی دلبری بنا سازیم

هنوز بهر شکستن هزار پیوندیم

هنوز ذائقه ای ما ذلیل تلخی نیست

هنوز از شکر شعر، شهد و گل قندیم

هنوز گرچه که یک قرن شد ز آزادی

هنوز بی سبب از هر طریق دربندیم

هنوز محمودیم و آفتاب مان سرخ است

هنوز در بر عشاق خویش خرسندیم
------------------------------

یکشنبه 16 سنبله 1399 خورشیدی

که برابر میشود به 06 سپتامبر 2020 ترسایی

سرودم

احمد محمود امپراطور


[ یکشنبه 99/8/4 ] [ 10:14 صبح ] [ احمد محمود امپراطور ] [ نظرات () ]


.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

موضوعات وب
امکانات وب


بازدید امروز: 184
بازدید دیروز: 395
کل بازدیدها: 801953