سفارش تبلیغ
ثبت دامنه و میزبان هاست ایران

خورشید تابنده عشق
قالب وبلاگ
لینک دوستان

خورشید فروغ خوش خبر می آید در گلشن و باغِ پر شجر می آید از پرتو حسن و زیور ملک خرد شام سیه رفته و سحر می آید امپراطور -------------------------------------- درود به حضرت استاد حسن شاه فروغ صاحب.! فرارسیدن جشن طبیعت را به شما و کلیه عزیزان و سروران تبریک و تهنیت میگویم.

امــــروز که سال نو ز سر می آید

گل غنچه بدست سیم بر می آید

زین فصل بهــار با همه شادی ها

در قسمت من خون جـگر می آید

-----------------------------------
امپراطور


فی البدیه

نوروز که بى شورو شرر مى آید

با گلبنِ شوخِ خوش کمر مى آید

تشویش مکُن عزیزو محمودِ دلم

آن یار خودش بپاو سر مى آید
--------------------------------
فروغ

امپراتور عزیز سال نو و نوروز عالم مبارک باشد


فی البدیه

خورشید فروغ خوش خبر می آید

در گلشن و باغِ پر شجـــر می آید

از پرتو حسن و زیـــــور ملک خرد

شام سیه رفته و سحر می آید
--------------------------------
امپراطور

درود به حضرت استاد حسن شاه فروغ صاحب.!

فرارسیدن جشن طبیعت را به شما و کلیه عزیزان

و سروران تبریک و تهنیت میگویم.




[ جمعه 93/12/29 ] [ 10:33 عصر ] [ احمد محمود امپراطور ] [ نظرات () ]

 امپراطور گرامی شاعرجوان، توانا و افتخار فارسی زبانان : همه روز های زندگی تان بهاری و شگوفه های امید تان بارور، به امید روزیکه در کشور گل لبخند بروی هموطنانم نقش بسته و قطرهء خونی درین دیاربه ناحق و ظالمانه ریخته نشود. سال پر ازبرکت ، خیر و سلامتی و در فضای صلح و آرامش برای شما ، دوستان و هم میهنانم آرزو دارم .ایام بکام و موفق باشی. هدیه مرا بپذیرید.


امپراطور گرامی شاعرجوان، توانا و افتخار فارسی زبانان :

همه روز های زندگی تان بهاری و شگوفه های امید تان بارور،

به امید روزیکه در کشور گل لبخند بروی لبهای هموطنانم

نقش بسته و قطرهء خونی درین دیاربه ناحق و ظالمانه ریخته نشود.

سال پر ازبرکت ، خیر و سلامتی و در فضای صلح و آرامش برای شما ،

دوستان و هم میهنانم آرزو دارم .ایام بکام و موفق باشی.

هدیه مرا بپذیرید.

سلطانه رکین

--------------------------------------------------------------------------------


کلک بهزادی را تو کاشانه

به دلت خفته راز و افسانه

سر بلند بــاد نام نامی تو

پادشاهی رکـین، سلطانه
-----------

امپراطور


بانوی عزیزالقدر، نویسنده و نقاش چهره دست کشورم

محترمه سلطانه رکین درود ها و تمنیات نیک و قلبی منا

با لطف بی انتها و بی بدیلتان پذیرا شوید.

این همه بزرگ منشی و مهربانی معنوی که در حق بنده نموده اید

بزرگ تر از واژه گان تشکر و امتنان است.

باید جملات ناب در خور این همه کمالات و

نوازشش و هنر آفرین شما بکار برد.

خداوند رحمان و رحمت اندیشه سبز و افکار خردمندانه ای

شما را برقرار و مانا داشته باشد.

برایتان صحتمند و رسیدن به آرزوی های دیرینه را استدعا دارم.

باعزت و سرفراز باشید.


[ جمعه 93/12/29 ] [ 3:54 عصر ] [ احمد محمود امپراطور ] [ نظرات () ]

تبــــریک بــاد سـال نو و، نوبهـــار تان پاینــــده بــاد در همه وقت روزگار تان امپراطور


تبــــریک بــاد سـال نو و، نوبهـــار تان

پاینــــده بــاد در همه وقت روزگار تان

امپراطور


[ جمعه 93/12/29 ] [ 11:59 صبح ] [ احمد محمود امپراطور ] [ نظرات () ]

 زمیــنِ فـــرصتِ سحِــر کمــــال را نــــازم که تا قـــدم نهـی هـر جا بهـار می جوشد امپراطور


زمیــنِ فـــرصتِ سحِــر کمــــال را نــــازم

که تا قـــدم نهـی هـر جا بهـار می جوشد

امپراطور

[ جمعه 93/12/29 ] [ 11:52 صبح ] [ احمد محمود امپراطور ] [ نظرات () ]


دوستان عزیز و سروران گرانقدر شب گذشته تاریخ 26 حوت 1393 هجری خورشیدی

که برابر می شود به 17 مارچ 2015 میلادی در پیام خانه صفحه اجتماعیم

پیام از  نویسنده نکته سنج، بانوی هنرمند و نقاش چهره دست کشورم محترمه سلطانه رکین

دریافت کردم.

در این پیام ضمن درود و دعا و احوال پرسی یک تابلوی نقاشی شده از روی تصویرم

را بمن ارسال نموده و  نوشته بودند که این نقاشی را با احساس و درد که

در دل داشتم و حرف های که از نگاه شما برداشت کردم

در کمتر از 45 دقیقه  تمام نمودم شاید خیلی کمی و کاستی داشته باشد

اما من جوانه های احساسم را روی صفحه کاغذ نقش کردم.


 دوستان عزیز و سروران گرانقدر شب گذشته تاریخ 26 حوت 1393 هجری خورشیدی که برابر می شود به 17 مارچ 2015 میلادی در پیام خانه صفحه اجتماعیم پیام از  نویسنده نکته سنج، بانوی هنرمند و نقاش چهره دست کشورم محترمه سلطانه رکین دریافت کردم. در این پیام ضمن درود و دعا و احوال پرسی یک تابلوی نقاشی شده از روی تصویرم را بمن ارسال نموده و  نوشته بودند که این نقاشی را با احساس و درد که در دل داشتم و حرف های که از نگاه شما برداشت کردم در کمتر از 45 دقیقه  تمام نمودم شاید خیلی کمی و کاستی داشته باشد اما من جوانه های احساسم را روی صفحه کاغذ نقش کردم.   عزیزانم  واقعاً این بزرگواری بانو رکین برایم قابل قدر و ارج گذاری است و من واژه ای در کمال لطف و احسان شان نمی یابم. در حالیکه میدانم این گهر ناب سرزمین هنر و ادب از نظر صحی خوب نیستند و برایشان قلباً نگران هستم، ولی دست قدرت و همت والا چون تخلص شان استوار و بلند قامت است. و به قوُت اندیشه بلند پرواز و کلک هنر، نام نامی خویش را ثبت جاودانه ها می نمایند و این درس است برای  افراد که  پرده های سیاه ناامیدی و غلفت در ی  چشم و گوش و احساس شان را  بسته است. دوست بزرگوارم محترمه سلطانه رکین..! من منحیث یک انسان و کمتر از یک ذره درین عالم هستی از شما با کمال ادب و احترام عالم عالم تشکرات و امتنان می نمایم و به همت و افکار اندیشمندانه شما افتخار می کنم. برایتان عافیت،خوشبختی و سعادت دارین را از پروردگار رحمان و رحمت استدعا دارم. شاد و بهروز باشید و زنده گی در امور خیر بکامتان باد. آمین احمد محمود امپراطور کابل/افغانستان

تشکر از نقاش و هنرمند کشورم افغانستان محترمه بانو سلطانه رکین


عزیزانم  واقعاً این بزرگواری بانو رکین برایم قابل قدر و ارج گذاری است

و من واژه ای در کمال لطف و احسان شان نمی یابم.

در حالیکه میدانم این گهر ناب سرزمین هنر و ادب از نظر صحی خوب نیستند

و برایشان قلباً نگران هستم، ولی دست قدرت و همت والا چون تخلص شان

استوار و بلند قامت است.

و به قوُت اندیشه بلند پرواز و کلک هنر، نام نامی خویش را ثبت جاودانه ها می نمایند

و این درس است برای  افراد که  پرده های سیاه ناامیدی

و غلفت در ی  چشم و گوش و احساس شان را  بسته است.

دوست بزرگوارم محترمه سلطانه رکین
..!

من منحیث یک انسان و کمتر از یک ذره درین عالم هستی از شما با کمال ادب

و احترام عالم عالم تشکرات و امتنان می نمایم و به همت و افکار اندیشمندانه شما افتخار می کنم.

برایتان عافیت،خوشبختی و سعادت دارین را از پروردگار رحمان و رحمت استدعا دارم.

شاد و بهروز باشید و زنده گی در امور خیر بکامتان باد.

آمین


احمد محمود امپراطور


کابل/افغانستان



[ چهارشنبه 93/12/27 ] [ 6:27 عصر ] [ احمد محمود امپراطور ] [ نظرات () ]

فریاد که این عقـــد ز دل وا شدنی نیست  این زخــــم جگـر سوز مداوا شدنی نیست  از زمزمـه ی اشک من این نکته شد حاصل دیـــدار تو بـــر دیــده محـیا شدنی نیست آزردگی و نالـــه ی من تــــــا به سما رفت لیـــکن بــدرِ گـوشِ تو نجـوا شدنی نیست  شامی که سرِ طالع ِمن سایه فکنده است با هیچ صبــحِ روشنی فـردا شدنی نیست  مجنون شده در کوچــه ی بدنامی عشقـم غیـر از تو بمن دلبــــر و لیلا شدنی نیست  در غنچه ی لبهای تو صـد جوش بهار است  این فلسفـــه را حلِ معــما شدنی نیست   نامت بدل و گـــوش و زبانــــم شده جاری اســــم دیگری بر تو مسما شدنی نیست ای سنـــگدلِ خودکشِ بیـــگانه پرستــــم قلب تو بمن نـــرم چو حلوا شدنی نیست داری خبـــر از حـــالِ بد و شیـــون محمود  امـــا به دلت غلغـــله بر پا شدنی نیست ---------------------------------------------- شنبه 23 حوت 1393 هجری خورشیدی که برابر میشود به 14 مارچ 2015 میلادی ســــــــــــرودم احمد محمود امپراطور کابل/افغانستان


فریاد که این عقـــده ز دل وا شدنی نیست

این زخــــم جگـر سوز مداوا شدنی نیست

از زمزمه ی اشک من این نکته شد حاصل

دیـــدار تو بـــر دیــده مهـیا شدنی نیست

آزردگی و نالـــه ی من تــــــا به سما رفت

لیـــکن بــدرِ گـوشِ تو نجـوا شدنی نیست

شامی که سرِ طالع ِمن سایه فکنده است

با هیچ صبــحِ روشنی فـردا شدنی نیست

مجنون شــده در کوچــه و بد نام ز عشقـم

غیـر از تو بمن دلبــــر و لیلا شدنی نیست

درغنچه ی لبهای تو صـد جوش بهار است

این فلسفـــه را حــــلِ معــما شدنی نیست 

نامت بدل و گـــوش و زبانــــم شده جاری

اســــم دیگری بر تو مسما شدنی نیست

ای سنـــگدلِ خودکشِ بیـــگانه پرستــــم

قلب تو بمن نـــرم چو حلوا شدنی نیست

داری خبـــر از حـــالِ بد و شیـــون محمود

امـــا به دلت غلغــــــله بر پا شدنی نیست

------------------------------

شنبه 23 حوت 1393 هجری خورشیدی

که برابر میشود به 14 مارچ 2015 میلادی

ســــــــــــرودم

احمد محمود امپراطور

کابل/افغانستان


[ یکشنبه 93/12/24 ] [ 5:46 عصر ] [ احمد محمود امپراطور ] [ نظرات () ]

بیت غزل:

شامیکه سرِ طالع من سایه فکنده است  با هیچ صبحِ روشنی فردا شدنی نیست  احمد محمود امپراطور


شامیکه سرِ طالع من سایه فکنده است

با هیچ صبحِ روشنی فردا شدنی نیست

امپراطور


[ شنبه 93/12/23 ] [ 11:36 عصر ] [ احمد محمود امپراطور ] [ نظرات () ]

شعر در قالب مثلث:

 آهستــــه بهــــار آمد، گل گشت مـــزار آمد  در شاخچــه بار آمد، هم قمـــری و سار آمد  امــــروز نمی آیی؟، فــــردا که نمی باشم  ---------------------------  ای سلســله جنبــانم، ای لعـــلِ بدخشانم  ای ســـــروِ خرامــانم، ای دارو و درمـــانم  امــــروز نمی آیی؟، فــــردا که نمی باشم  --------------------------  دُر دانه ی و جوهـــــر، یکدانـه ی و گوهـــر  یـــاد تو بوُدَ محشـــر، دل دادمت ای کافــر  امــــروز نمی آیی؟، فــــردا که نمی باشم  --------------------------  ســــوزم به هـــوای تو، در ذکـر و ثنـــای تو  گـــــردم به فـــدای تو، بـــر نــــاز و ادای تو  امــــروز نمی آیی؟، فــــردا که نمی باشم  ---------------------------  کــردی تو فراموشـــم، با غصه هم آغوشم  چون زلف پسِ گوشـم، ای یاری گنه کوشم  امــــروز نمی آیی؟، فــــردا که نمی باشم  ---------------------------  بــدون تو مرگـــم بهِ، این زنده گی ننـگم بهِ  خاک و گِل و سنگم بهِ، آن دخمه ی تنگم بهِ  امــــروز نمی آیی؟، فــــردا که نمی باشم  ---------------------------  خوردم به سرت سوگند، بر پــاک ترین پیوند  از لعـلِ تو گیـــرم قند، بیــگانه بخـود مپسند  امــــروز نمی آیی؟، فــــردا که نمی باشم  ---------------------------  آرامــش جــــان من، صــــــــد راز نهان من  قلـبِ تـــو مکان من، از عشـق نشـــان من  امــــروز نمی آیی؟، فــــردا که نمی باشم  ---------------------------  خورشید تو تابنــــــده، لبخنــد تو ســازنده  خوبـــان به تو شرمنده، محمــود نمــا زنده  امــــروز نمی آیی؟، فــــردا که نمی باشم _____________________  یکشنبه 17 حوت 1393 هجری آفتابی  که برابر میشود به 08 مارچ 2015 میلادی  ســــــــــــرودم  احمد محمود امپراطور  کابل/افغانستان


آهستــــه بهــــار آمد، گل گشت مـــزار آمد

در شاخچــه بار آمد، هم قمـــری و سار آمد

امــــروز نمی آیی؟، فــــردا که نمی باشم

---------------------------

ای سلســله جنبــانم، ای لعـــلِ بدخشانم

ای ســـــروِ خرامــانم، ای دارو و درمـــانم

امــــروز نمی آیی؟، فــــردا که نمی باشم

--------------------------

دُر دانه ی و جوهـــــر، یکدانـه ی و گوهـــر

یـــاد تو بوُدَ محشـــر، دل دادمت ای کافــر

امــــروز نمی آیی؟، فــــردا که نمی باشم

--------------------------

ســــوزم به هـــوای تو، در ذکـر و ثنـــای تو

گـــــردم به فـــدای تو، بـــر نــــاز و ادای تو

امــــروز نمی آیی؟، فــــردا که نمی باشم

---------------------------

کــردی تو فراموشـــم، با غصه هم آغوشم

چون زلف پسِ گوشـم، ای یاری گنه کوشم

امــــروز نمی آیی؟، فــــردا که نمی باشم

---------------------------

بــدون تو مرگـــم بهِ، این زنده گی ننـگم بهِ

خاک و گِل و سنگم بهِ، آن دخمه ی تنگم بهِ

امــــروز نمی آیی؟، فــــردا که نمی باشم

---------------------------

خوردم به سرت سوگند، بر پــاک ترین پیوند

از لعـلِ تو گیـــرم قند، بیــگانه بخـود مپسند

امــــروز نمی آیی؟، فــــردا که نمی باشم

---------------------------

آرامــش جــــان من، صــــــــد راز نهان من

قلـبِ تـــو مکان من، از عشـق نشـــان من

امــــروز نمی آیی؟، فــــردا که نمی باشم

---------------------------

خورشید تو تابنــــــده، لبخنــد تو ســازنده

خوبـــان به تو شرمنده، محمــود نمــا زنده

امــــروز نمی آیی؟، فــــردا که نمی باشم
_____________________

یکشنبه 17 حوت 1393 هجری آفتابی

که برابر میشود به 08 مارچ 2015 میلادی

ســــــــــــرودم

احمد محمود امپراطور

کابل/افغانستان


[ سه شنبه 93/12/19 ] [ 11:40 صبح ] [ احمد محمود امپراطور ] [ نظرات () ]

دیگر مـــرا تحمل رنجی فـراق نیست  از خویش فارغم کن و بگذار میروم  احمد محمود امپراطور تابلو ها و طراح های احمد محمود امپراطور


دیگر مـــرا تحمل رنجی فـراق نیست

از خویش  فارغم کن و بگذار میروم

امپراطور


[ یکشنبه 93/12/17 ] [ 1:22 عصر ] [ احمد محمود امپراطور ] [ نظرات () ]

ای جوهـــــــرِ مُلــک ادب اظهـــار تشکر  ای چاشنـــــیء لعــــلِ شـکر بار تشکر نــــازم طبــــع مــوزون و بلنــدای خیالت بر خون شــده دل هستی خریدار تشکر   در بـــزمِ سخن سحِـــر کلامِ تو زند موج  از تک،تکِ هـــــر واژه ی اســــرار تشکر  ذکـــــرِ تو قلــــم میکند و وصف تو کاغذ ای نابغـــــه ی دلبــــر و دلــــدار  تشکر  کلک هنــــــرت نـــاز فــروشد به ادیبان سیمــــرغ جهـان بخش و علمدار تشکر  صـــد گلشن زیبا ز لبت خواسته امشب حقـــا که تـو باشـــی گل بی خار تشکر هنگامه ی مهر من و تو شهره شد هرجا خورشیــــد وفــــا کــــردی پدیدار تشکر قصـــر املـــم را غـــمِ هجران به فنـا داد ویرانـــــــه ی دل را شـدی معمار تشکر صحرای جنــون  آتش خود میــزند هر دم بر من تو شــدی سایــــه ی دیوار تشکر  کوتاهــی به وصف تو کنـــد نظـــمِ زبانم محمود فقــــط گویــــدی تــــکرار تشکر -------------------------------------------- جمعه 15 حوت 1393 هجری خورشیدی که برابر میشود به 06 مارچ 2015 میلادی ســــــــــــرودم  احمد محمود امپراطور کابل/افغانستان

 

بجواب غزل تبریکیه شاعر بلند قریحه، اکه بزرگوارم

جلالتمأب محترم محمد نعیم جوهر صاحب

که به تاریخ 03 مارچ 2015 میلادی بمناسبت 31 سالگرد

تولد سروده بودند ابیات چندی را پر آگنده نمودم

امید مورد توجه شاعر بدیهه سرا ، عزیزان و بزرگان شعر و ادب قرار گیرد.


ای جوهـــــــرِ مُلــک ادب اظهـــار تشکر

ای چاشنـــــیء لعــــلِ شـکر بار تشکر

نــــازم طبـــع مــوزون و بلنــدای خیالت

بر خون شــده دل هستی خریدار تشکر 

در بـــزمِ سخن سحِـــر کلامِ تو زند موج

از تک،تکِ هــــر واژه ی اســــرار تشکر

ذکـــــرِ تو قلــــم میکند و وصف تو کاغذ

ای نابغـــــه ی دلبــــر و دلــــدار  تشکر

 کلک هنــــــرت نـــاز فــروشد به ادیبان

سیمــــرغ جهـان بخش و علمدار تشکر

صـــد گلشن زیبا ز لبت خواسته امشب

الحق که تــــو باشـــی گل بی خار تشکر

هنگامه ی مهر من و تو شهره شد هرجا

خورشیــــدِ وفــــا کــــردی پدیدار تشکر

قصـــرِ املـــم را غـــمِ هجران به فنـا داد

ویرانـــــــه ی دل را شـدی معمار تشکر

صحرای جنــون  آتش خود میــزند هر دم

بر من تو شــدی سایــــه ی دیوار تشکر

کوتاهــی به وصف تو کنـــد نظـــمِ زبانم

محمود فقــــط گویــــدی تــــکرار تشکر

--------------------------

جمعه 15 حوت 1393 هجری خورشیدی

که برابر میشود به 06 مارچ 2015 میلادی


ســــــــــــرودم

احمد محمود امپراطور

کابل/افغانستان


[ جمعه 93/12/15 ] [ 8:14 عصر ] [ احمد محمود امپراطور ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

موضوعات وب
امکانات وب


بازدید امروز: 185
بازدید دیروز: 160
کل بازدیدها: 446254